تبليغاتX
تو را چنانکه تویی هر نظر کجا بیند


تو را چنانکه تویی هر نظر کجا بیند

هر سو که دویدیم،همه روی تو دیدیم / هر جا که رسیدیم،سر کوی تو دیدیم

نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 19:1 توسط خدیجه و مائده| |

تو همان وقتی که قصد کردی برای امام نقی ما بخوانی ، مُردی! به دست خودت فنا شدی!

فقط این میان، مانده ام که امام مان، چه بر سر اولیاءالشیطان باریده که این گونه بعد از هزار و اندی سال

هنوز هم مورد جفای ایشان است … جانم نقی … جانم تقی

جانم به این اسامی که هنوز هم شنیدن اش برای شما زجرآور است.

کلیک کنید: غریب ترین پـسـر مـادر

                      

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 20:42 توسط خدیجه| |

باورت میشه انسان

داری راز خوشبختی رو میخونی

چیزی که  همه  آرزوش  رو  دارن

 

هزاران سال است که جواب قسمت اول از

معمای  خوشبختی انسان  در افسانه ای قدیمی

قسمت دوم پاسخ معمای خوشبختی رو

در این متن کوتاه پس از قسمت اول میخونی

 

آدم به میوه ممنوعه نزدیک شد و  در دو مرحله  مجازات شد

مجازات اول : از مقامش فرود اومد (  به دنیای پست تر رانده شد)

مجازات دوم :  کیفیت زندگیش   بشدت پایین اومد

(  خوشی های بهشت پایان یافت  و سختی های زمین شروع شد  ) 

دقیقا بعد از سال ها تحقیق   بین آدمهای مختلف   متوجه شدم

همون دو 2  بلایی که   با نزدیک شدن به میوه ممنوعه   برسر

آدم اومد   در دنیای فوق مدرن امروز   بر سر فرزندای آدم میاد

دقیقا  وقتی  زندگی  بد بخت ها  رو بررسی میکردم - دیدم که

پس از دست زدن به میوه ممنوعه ای - که در اطراف همه هست

 

اولین مجازات :  از مقامشون فرود اومدن

و جایگاهشون رو تو جامعه و خانواده از دست دادند

دومین مجازات : کیفیت زندگیشون بشدت پایین اومده بود

بین این  تحقیقات بصورت اتفاقی تونستم   جلوی کلانتری

با یک کیف قاپ  صحبت کنم   که دستگیر شده بود

براش توضیح دادم  که میوه ممنوعه زندگی تو همین کیف

و پولهای مردم  بوده که تو هم   مثل پدرت آدم   نتونستی

جلوی خودت رو بگیری   به میوه ممنوعه دست زدی و حالا

 مجازات اول : 1-از یک دنیای آزاد به دنیای تاریک زندان

سقوط میکنی و از مقام اجتماعی ات فرود میای

و جایگاهت رو تو جامعه و خانواده و فامیل از دست میدی

 

 

مجازات دوم :  معیشت و کیفیت زندگیت بشدت پایین میاد

 

و درحبس زندان   خیلی از خوشی هات    ازت گرفته میشه

 

اولش خندید    اما  بعد از چند دقیقه   با افسوس

 

حرف من رو تایید کرد   و فهمید که

 

همون دو مجازات قدیمی پدرش  آدم   داره سرش میاد

 

و با مامور راهی زندان شد

 

 

 

زندانی که   خودش آنرا  آفریده بود

 

 

 

سرنوشت  های مختلفی دیدم

 

صاحب موفق  شرکتی که  با ( میوه ممنوعه اش )

 

یک زن شوهر دار نزدیکی کرد ( زن یکی از دوستاش )

 

بعد از مدت بسیار کوتاهی :

 

مجازات اول : شرکت ورشکست شد از مقام مدیریتش فرود اومد

 

و جایگاه  اجتماعی و خانوادگی اش  رو از دست  داد

 

مجازات دوم : معیشت و کیفیت زندگیش به شدت پایین اومد

 

چون دیگه در آمدی نداشت و کلی بدهی هم داشت

 

 

 

این یک قسمت از راز خوشبختی بود   درسته

 

 

 

 فرار از میوه های ممنوعه

 

 سالها تحقیق کردم و دیدم وجه مشترک همه آدمهای خوشبخت

 

 همین بود که به سمت میوه های ممنوعه نمیرفتند

 

 درست برعکس  آدمهای بدبخت  که خوردن میوه ممنوعه رو

 

  زرنگی و افتخار میدونستند

 

حضرت یوسف  از میوه ممنوعه اش که زلیخا بود فرار کرد

و عزیز مصر شد و اگر فرار نمی کرد و به  آن نزدیک میشد

 

همون دو مجازات قدیمی آدم سرش می آمد و پادشاهی که هیچ

 

بلکه  به  ذلت و فقر و نداری  هم میرسید

 پ.ن : قسمت دوم در پست دیگه


(نويسنده: ؟؟؟)

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:49 توسط خدیجه| |

 وقتی ثروتمندان جنگ به پا می کنند،

این فقرا هستند که می میرند. . .

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 12:43 توسط خدیجه| |

در دین اسلام، زن جایگاه بسیار والایی دارد؛ هم در اجتماع و هم در خانواده. زن سازنده خانواده است و خانواده کوچک ترین واحد اجتماعی جامعه می باشد؛ لذا می توان گفت که زن سازنده جامعه است و قادر است جامعه را به سمت سعادت و تعالی و یا به سمت انحراف و فساد سوق دهد. بهتر است نقش زن را به طور جداگانه در خانواده و جامعه بررسی کنیم تا در نهایت به نتیجه مطلوب نایل شویم.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 10:10 توسط خدیجه| |

دغدغه معلم هميشه اين است که حيات بشر،بر مدار ارزشها و کرامت انساني بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دين،همت اساسي آدمي باشد؛و هيچ بيگانه اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن فراهم نيايد.
در اين مسير خطير بزرگاني گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان ميدرخشد،علامه شهيد استاد مرتضي مطهري(ره) از همين طايفه مقدس است که در سنگر تعليم و تعلم به قله هاي رفيعي دست يافت؛تا آنجا که معمار انقلاب اسلامي-که خود معلمي بزرگ است-همه آثارش را مفيد ميداند و بهره برداري از آنها را سفارش ميکند.

ارزش و مقام معلم:

شرافت و مرتبت معلم زماني اهميت دارد که بتواند شأن خداوند و پيامبران را در وجود خود محقق سازد و پيوند انسان با هدف متعالي خلقت-يعني عبادت را برقرار سازد.لذا با اين تعريف،شهيد مرتضي مطهري يکي از آن معلمان راستين است که اولا با نگاه ترکيبي به همه معارف بشري نظر ميکند و ثانياً تمامي تلاشهاي علمي و عملي را مقدمه اي براي عبادت ميداند و در اين راه به مرحله سوم دينداري راه مي يابد و با شهادت عبادت عملي و علمي خود را کامل ميسازد.


هنر معلمي:

معلمي شغل و حرفه نيست،بلکه ذوق و هنر توانمندي است،معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي،نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارک تعالي است.در نخستين آيات قرآن که بر قلب پيامبر اکرم (ص)نازل شد؛به اين هنر خداوند اشاره کرده است:

"بخوان بنام پروردگارت که جهانيان را آفريد،انسان را از خون بسته سرشت.بخوان! و پروردگارت کريمترين است،همان که آموخت باقلم،آموخت به انسان آنچه را که نميدانست "(سوره علق آيه 1 تا 5 )

در اين آيات خداوند خود را " معلم " ميخواند و جالب اينکه معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت-يعني انسان-آورده است.
مقام معلم بودن خدا بعد از آفرينش قرار دارد.انساني را که هيچ نميدانست،با قلم آموزش داد که اين از اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش حکايت دارد:
چو قاف قدرتش دم بر قلم زد
هـزاران نقش بر لـوح عـدم زد

از اينرو ميتوان گفت که هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.

شهيد ثاني (ره) درباره هنر معلمي خداوند مي فرمايد:

خداوند از آن جهت به وصف اکرميت و نامحدود بودن کرامتش توصيف شد که علم و دانش را به بشر ارزاني داشته است.اگر هر مزيت ديگري-جز علم و دانش-معيار فضيلت به شمار ميرفت،شايسته بودن همان مزيت با وصف اکرميت،در ضمن اين آيات همراه و هم پا گردد و آن مزيت بعنوان معيار کرامت نامحدود خداوند بشمار آيد.کرامت الهي در اين آيات با تعبير "الاکرام " بيان شده است.چنين تعبيري مي فهماند که عالي ترين نوع کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترين مقام و جايگاه او،يعني علم و دانش هم تراز است.

به همين سبب امام خميني (ره ) فرمود:

معلم اول خداي تبارک و تعالي است بوسيله وحي،مردم را دعوت ميکند به نورانيت,دعوت ميکند به محبت،دعوت ميکند به مراتب کمالي که از براي انسان است؛و نقش معلم در جامعه،نقش انبياست.انبيا هم معلم بشر هستند و تمام ملت بايد معلم باشند.فرزندان اسلام تمامافرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم.

معلم در سخنان مقام معظم رهبري:

دست تواناي معلم است که چشم انداز آينده ما را ترسيم ميکند.
اگر ميبينيد که امير مومنان مولاي متقيان علي (ع) مي فرمايد: " من علمني حرفا فقد صيرني عبدا " " هر کس چيزي به من بياموزد،مرا غلام خويش کرده است"
اين بيان براي ما درس است تا معلمان قدر خود را بدانند و تشخيص دهند که چقدر وجود انها در سرنوشت يک ملت موثر است.

معلم در کلام استاد مطهري:

معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را بسوي استقلال رهنمون کند و قوه ابتکار او را زنده کند،يعني در واقع کار معلم آتش گيره دادن است.فرق است ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن قدر،زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اينها کم کم مشتعل شود.

در مکتب تو هميشه شاگردم من

دور از رخ تــو هميـشه پردردم من

در فصـل بـهـار و روز استــاد،ببين

بـي نـور معلـم،اينـچنيـن زردم من

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:43 توسط خدیجه| |

چه ساختن هایی که مرا سوخت...

و چه سوختن هایی که مرا ساخت...

خدای من مرا فهمی عطا کن که از مقصد سوختنم،ساختنی " آباد از من "  به جا ماند.

نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 13:24 توسط خدیجه| |


آخرين مطالب
» پـســــــــت ثــــــــــابــــــــت
» جانم به این اسامی که هنوز هم شنیدن اش برای شما زجرآور است
»
» جنگ ثروتمندان.....مرگ فقرا
» زن و نقش آن در جامعه
» در مکتب تو هميشه شاگردم من / دور از رخ تو هميشه پردردم من
» چـه سـاخـتـن هـایـی کـه مـرا سـوخـت . . .
» قطع کننده زنجیر در فرجش نباشیم
» آيا روزهاي شاد مساوي با روزهاي لهو خوشگذراني ست؟
» پدرم فاصله عشق و غرور...دعای پدر

target=_blank>